تبليغاتX
و خداوند عشق را آفرید


و خداوند عشق را آفرید

 

بارالها...


از كوي تو بيرون نشود پاي خيالم


نكند فرق به حالم


چه براني،چه بخواني


چه به اوجم برساني، چه به خاكم بكشاني...


نه من آنم كه برنجم، نه تو آني كه براني...


نه من آنم كه ز فيض نگهت چشم بپوشم


نه تو آني كه گدا را ننوازي به نگاهي


در اگر باز نگردد، نروم باز به جايي


پشت ديوار نشينم چو گدا بر سر راهي


كس به غير از تو نخواهم، چه بخواهي چه نخواهي



باز كن در كه جز اين خانه ، مرا نيست پناهي


مرا نيست پناهي ...


مرا نيست پناهي


منبع :‌اينترنت

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 13:49 توسط نیلوفر | |


فاصله ی میان تو و همسایه ات


بزرگ تر از دوری تو از آن


معشوق است که آن سوي هفت وادي  و هفت دریاست.


زیرا که در " به یاد بودن " فاصله ای نیست؛


اما در " از یاد بردن " 


واحه ای است که نه آوا ونه نگاهت کوتاهش تواندکرد.


و آن عشق که هر روز نو نشود، عادت است و بردگی





  روحانى نسبت به برهنگى و رابطه طبيعى

دو جنس حساسيت
دارد،

اما از کنار فقر و فلاکت مى گذرد.

"سوزان ارتس"

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:4 توسط نیلوفر | |

Design By : Night Melody